European English:
The European Commission has just announced an agreement whereby English will be the official language of the European Union rather than German, which was the other possibility.
As part of the negotiations, the British Government conceded that English spelling had some room for improvement and has accepted a 5- year phase-in plan that would become known as "Euro-English".
In the first year, "s" will replace the soft "c". Sertainly, this will make the sivil servants jump with joy. The hard "c" will be dropped in favour of "k". This should klear up konfusion, and keyboards kan have one less letter. There will be growing publik enthusiasm in the sekond year when the troublesome "ph" will be replaced with "f". This will make words like fotograf 20% shorter.
In the 3rd year, publik akseptanse of the new spelling kan be expekted to reach the stage where! more komplikated changes are possible.
Governments will enkourage the removal of double letters which have always ben a deterent to akurate speling.
Also, al wil agre that the horibl mes of the silent "e" in the languag is disgrasful and it should go away.
By the 4th yer people wil be reseptiv to steps such as
replasing "th" with "z" and "w" with "v".
During ze fifz yer, ze unesesary "o" kan be dropd from vords kontaining "ou" and after ziz fifz yer, ve vil hav a reil sensi bl riten styl.
Zer vil be no mor trubl or difikultis and evrivun vil find it ezi tu understand ech oza. Ze drem of a united urop vil finali kum tru.
Und efter ze fifz yer, ve vil al be speking German like zey vunted in ze forst plas.
If zis mad you smil, pleas pas on to oza pepl.
نوشته شده توسط سیامک روحانی در پنجشنبه 26 آذر1388 ساعت 12:32 |
لینک ثابت |
برام خیلی عجیبه که مجری های صدا وسیما بعد از 30 سال هنوز هم نام خبرگزاری "
اَسو سی اِیتد پرس" را " اسوشیتدپرس" و اسلحه "
کلاش نیکوف" را "کلاشینکوف" قرائت میفرمایند ، ادعاشون هم میشه که به عنوان رسانه ملی سهم به سزایی در اطلاع رسانی صحیح دارند. اینکه خبرهای بادکرده و تاریخ مصرف گدشته را از اینترنت و یوتیوب گرفته و به خورد خلق الله میدهند بماند.
نوشته شده توسط سیامک روحانی در شنبه 21 آذر1388 ساعت 22:54 |
لینک ثابت |
ظاهرا وضعيت اين مملكت و همه اركانش (از يه شركت فسقلي خصوصي بگير تا شركت هاي دولتي و ...) رو مود اتو پايلوته.هيچ خلباني هم فعلا به فرود فكر نميكنه و حداكثر كاري كه ميكنن گپ زدن با مهماندارها و مسافراست.اما دير يا زود بايد ارتفاع كم كرد و لندينگ اپروچ رو انجام داد. اونجا ديگه اتوپايلوت كه سهله حتي اگر ..... هم ديگه فايده ندارد.امروز ( يعني ديروز ! چون الان ديگه فردا شده)به خاطر 2 ريال (بعله! فقط دوريال) اختلاف جمع جبري بين صورتحساب و رسيد انبار 4/5 ميليارد ريالي ، 3000 نفر-پله- طبقه -ساعت (1نفر * 200 پله *5 طبقه* 3 ساعت ) ريسورس تلف كردم تا بلاخره تونستم سيستم فشل اداري رو براي چند لحظه از مود اتوپايلوت خارج و نظر اونها رو به توضيحات خودم دايورت كنم و بدين ترتيب سند اصلاح شد (صلوات).
نوشته شده توسط سیامک روحانی در چهارشنبه 18 آذر1388 ساعت 0:46 |
لینک ثابت |
گوگل به ابزاري كارآمد به نام Google suggest مجهز است . هنگامي كه در search box گوگل شروع به تايپ ميكنيد ، گوگل عبارات عمومي مشابه با كلمات تايپ شده را برايتان ليست مينمايد. به عنوان مثال اگر كلمه Tehran را تايپ نماييد عبارات زير بلافاصله و بدون refresh شدن صفحه ظاهر ميگردد:
Tehran times
Tehran conference
Tehran Univercity
Tehran map
....
هدف از طراحي اين ابزار استراحت انگشتان ، جلو گيري از تايپ اشتباه ، ورود مستقيم به صفحه مورد نظر بدون منتظر ماندن براي بار گزاري نتيجه جستجو و در نهايت دخيره سابقه جستجو در صورت Login بودن با اكانت گوگل ميباشد.(http://www.google.com/support/websearch/bin/answer.py?answer=106230)
نحوه پيشنهاد كلمات نيز براساس عموميت يا popularity كلمه تايپ شده ميباشد.
با كمال تاسف فقط با تايپ يكي از 12 حرف فارسي زير ، عباراتي پيشنهاد ميشود كه ساختن يك كلمه غير اخلاقي با آن حتي به عقل جن هم نميرسد: (Do it with your own risk (
آ ، پ ،چ ، خ، د، ز، س،ش،ص،ع،ف،ك ،گ

پبدا كنيد پرتغال فروش را !!!!
فقط توصيه ميكنم اگر كاربر خردسال يا نوجوان در منزل داريد كه احيانا براي تكميل كاردركلاس يا روزنامه ديواري مدرسه از اينترنت براي پيدا كردن عكس درخت چنار يا پرچم كشور هاي مختلف استفاده مينمايد ، قبل از شروع به تايپ حروف پ و چ و ... به لينك زير برويد و در قسمت Query Suggestion ، گزينه Do not provide query suggestions in the search box. را تيك بزنيد و تنظيمات را ذخيره نماييد.
http://www.google.com/preferences

نوشته شده توسط سیامک روحانی در دوشنبه 9 آذر1388 ساعت 0:4 |
لینک ثابت |
ترجیح میدم این مطلب رو انگلیسی بنویسم ،باشد که برای سایرین (همکاران و کاربران اینترنت غیر فارسی زبان)نیز مورد استفاده و عبرت قرار بگیرد.امیدوارم انگلیسی خرچنگ قورباغه منو متوجه بشن
In past few days I was facing with a strange problem on my laptop and Windows Vista Home Premium SP2.First of all, Our company ADSL bandwidth dropped to few Kilo bits per seconds, when I called our ISP , they told me you are using all of your bandwidth for upload(thank you SHATEL.ir hepldesk !!!)
But who is using our bandwidth?I'd disconnected all clients one by one and finally I found two nodes which by unplugging them , the bandwidth returned to its standard rate.Maybe a virus ...
The next step was virus checking.After unplugging infected nodes, I used McAfee 8.7 Enterprise to clean them , but it was unable to find/detect any new virus , I think my Free AVG was working fine during past years,therefor I decided to uninstall McAfee to return to my original state and after that all problem started.
All of my network services and connection disabled and a bunch of error message apeared on screen.I tried to disable/enable or Start/Stop any recommended Windows Services which you can find over internet.but every thing is locked.DHCP Client Service always was in 'Starting' mode and both Stop/Start buttons are disable.Ping commad also returned an error that Socket service is not runnig(or something like that , I don't remmeber exact error message).In other word every related Service/Command to IP Protocle are malfunctioning.
Finally I found following command which I named it Golden Command.
C:>NETSH WINSOCK RESET
Thanking tothis command ,every thing returned to orignial state,some experts beleive that I was facing with one of the Conficker variants ,but its not important for me, my laptop working again ;)
Siamak Rohani
26,November, 2009
نوشته شده توسط سیامک روحانی در پنجشنبه 5 آذر1388 ساعت 17:51 |
لینک ثابت |
عزیز من! برادر من ! خواهر من!
هرچی که تو میل باکستون میبینید رو برای ملت فوروارد نکنید. عقل هم خوب چیزیه !!! من نمیدونم این ملت چرا هر چیزی رو که میبینن و میشنون فوری برای بقیه تعریف میکنن؟ یکی عکس فرستاده آخرین عکس گرفته شده داخل کابین هواپیمای ایرفرانس که از برزیل برخواسته بود قبل از سقوط در اقیانوس! اون یکی عکس فرستاده از زیر آب رفتن پاسارگاد تا کمر ! راجع به هرزنامه هایی که توش مجبورت میکنن اونو از 7 تا77 نفر دیگه فوروارد کنی تا پولدار بشی یا خبر خوب دریافت کنی چیزی نمیگم.
مزید اطلاع در ممالک مترقی ، شرکتها و بنگاههایی هستند که این گونه خبرها را راستی آزمایی میکنند که با مراجعه به اونها میتوان از صحت و سقم این مطالب مطلع شد.مثلا همون هواپیمای فرانسوی ، بعدا معلوم شد که تصویر یک سکانس از سریال LOST بوده و هنر پیشه ها هم کاملا قابل شناسایی هستند.
اما در خصوص تصاویر دستکاری شده پاساگارد توسط چند تا توریست شیطون ، فارغ از اینکه مهندسان ایرانی این بلا را توسط سد سیوند بر سر این بنای تاریخی-هویتی ما نازل خواهند کرد، به تصاویر زیر توجه فرمایید:


در پست های بعدی در خصوص علت و ریشه این گونه ایمیل ها بیشتر مینویسم.
![]()
نوشته شده توسط سیامک روحانی در پنجشنبه 5 آذر1388 ساعت 16:59 |
لینک ثابت |
چند ماهی بود که نوشتن را فراموش کرده بودم و فقط مشاهده گری و مذاکره گری و عمل گری ( بخوانید: عمله گری) پیشه ام بود. فضای حاکم بر جامعه نیز مزید علت و به شکر اندرش مزید نعمت !میخواهم سیاق این نوشت افزار را با طرحی نو در اندازم .
همین!
فقط میخواستم اعلام کنم که برگشتم.
نوشته شده توسط سیامک روحانی در پنجشنبه 5 آذر1388 ساعت 16:34 |
لینک ثابت |
چو بخت عرب بر عجم چیره شد / همی بخت ساسانیان تیره شد
پر آمد ز شاهان جهان را قفیز [پیمانه] / نهان شد ز رو گشت پیدا پشیز
همان زشت شد خوب، شد خوب زشت / شده راه دوزخ پدید از بهشتدگرگونه شد چرخ گردون بچهر / ز آزادگان پاک ببرید مهر
به ایرانیان زار و گریان شدم / ز ساسانیان نیز بریان شدم
دریغ آن سر و تاج و اورنگ و تخت / دریغ آن بزرگی و آن فرّ و بخت
کزین پس شکست آید از تازیان / ستاره نگردد مگر بر زیان
چو با تخت، منبر برابر شود / همه نام بوبکر و عمّر شود
تبه گردد این رنجهای دراز / نشیبی دراز است پیشش فراز
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر / ز اختر همه تازیان راست بهر
ز پیمان بگردند وز راستی / گرامی شود کژّی و کاستی
رباید همی این از آن، آن ازین / ز نفرین ندانند بازآفرین
نهانی بتر زآشکارا شود / دل مردمان سنگ خارا شود
شود بنده بی هنر شهریار / نژاد و بزرگی نیاید به کار
به گیتی نماند کسی را وفا / روان و زبانها شود پر جفا
از ایران و از ترک و از تازیان / نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان، همه ترک و تازی بود / سخنها به کردار بازی بود
نه جشن و نه رامش، نه گوهر نه نام / به کوشش ز هرگونه سازند دام
بریزند خون از پی خواسته / شود روزگار بد آراسته
زیان کسان از پی سود خویش / بجویند و دین اندر آرند پیش
ز پیشی و بیشی ندارند هوش / خورش نان کشکین و پشمینه پوش
چو بسیار از این داستان بگذرد / کسی سوی آزادگان ننگرد
یکی نامه ای بر حریر سفید / نوشتند پر بیم و چندی امید
به عنوان بر از پورِ هرمزد شاه / جهان پهلوان رستم کینه خواه
سوی سعد وقاص جوینده جنگ / پر از رأی و پر دانش و پر درنگ
به من بازگوی آنکه شاه توکیست / چه مردی و آیین و راه تو چیست
به نزد که جویی همی دستگاه / برهنه سپهبد برهنه سپاه
به نانی تو سیری و هم گرسنه / نه پیل و نه تخت و نه بار و بُنه
ز شیر شتر خوردن و سوسمار / عرب را به جایی رسیده ست کار
که تاج کیان را کند آرزو / تفو باد بر چرخ گردان، تفو!
شما را به دیده درون شرم نیست / ز راه خرد مهر و آزرم نیست
بدین چهر و این مهر و این راه و خوی / همی تخت و تاج آیدت آرزوی
جهان گر به اندازه جویی همی / سخن بر گزافه نگویی همی
فردوسی بزرگ
نتیجه اخلاقی(دقیقا 5 ماه بعد):اگه جلوی زنده به گور شدن دخترای عرب گرفته نمیشد ، تا الان نسلشون به طور کامل منقرض شده بود.
نوشته شده توسط سیامک روحانی در جمعه 5 تیر1388 ساعت 18:50 |
لینک ثابت |
چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله ي يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جادههاي خاكي پيدا ميشود. راننده ي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟
چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران رسيده و نگاهي به رمه اش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.
جوان، ماشين خود را در گوشه اي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه ي NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي (GPS) را فعال كند، شد. منطقه ي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه ي كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده ي عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.
بالاخره 150 صفحه ي اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.
چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري.
آنگاه به نظاره ي مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد
مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!
چوپان گفت: تو يك مشاور هستي.
مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟
چوپان پاسخ داد: كار ساده اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.
نوشته شده توسط سیامک روحانی در چهارشنبه 13 خرداد1388 ساعت 0:37 |
لینک ثابت |
If you have difficulty in understanding the current world financial situation, the following should help. It has been simplified.
Once upon a time in a village in India , a man announced to the villagers that he would buy monkeys for $10 each. The villagers seeing there were many monkeys around, went out to the forest and started catching them.
The man bought thousands at $10 each, but, as the supply started to diminish, the villagers stopped their efforts.
The man further announced that he would now buy at $20. This renewed the efforts of the villagers and they started catching monkeys again.
Soon the supply diminished even further and people started going back to their farms. The offer rate increased to $25 and the supply of monkeys became so little that it was an effort to even see a monkey, let alone catch it!
The man now announced that he would buy monkeys at $50! However, since he had to go to the city on some business, his assistant would now act as buyer, on his behalf.
In the absence of the man, the assistant told the villagers: “Look at all these monkeys in the big cage that the man has collected. I will sell them to you at $35 and when he returns from the city, you can sell them back to him for $50.”
The villagers squeezed together their savings and bought all the monkeys.
Then they never saw the man or his assistant again, only monkeys everywhere!
Welcome to WALL STREET. (also explains the real estate debacle)
نوشته شده توسط سیامک روحانی در جمعه 28 فروردین1388 ساعت 21:32 |
لینک ثابت |